فرق ما با دوستانمان این است که ما صادقانه دوستشان داریم و آن ها صادقانه مارا منهدم می کنند!
*
موهامو کوتاه کردم و الان تبدیل شدم به یه کچل چاق زشت!! خب خوشگل نبودم، ولی بالاخره با موهای بلند خیلی بهتر بودم. اصلاً خودم می خواستم بد بشم! خسته هم شده بودم. شبنم خوشش اومد و هوس کرد بره جلوی موهاشو کوتاه کنه ( خب البته شبنم جان من دوباره بعد از دیدنت رفتم بیشتر کوتاهش کردم! ) هیربد میگه شبیه پسرهای تخس شدی! اون هم خوشش اومده بود ولی اون هم بعد از کچلی مجدد منو ندیده! آتوسا و مریم هم گفتن چرا این کار رو کردی. خلاصه هرکی مارو دید غبطه خورد که چه جوری دل از موهامون کندیم. خودم هم البته موندم...
فکر کنم نصف کتاب ها رو تمام کردم و دارم خودم را می کشم که تا آخر بهمن همه شون را یه دور خونده باشم. من میتووووووووووووووووووووونم! شنبه ها هم روز استراحت مونه که یا تو انقلاب داریم کتاب و جزوه می خریم و یا خانه ی هنرمندان و ارسباران( اونم به خاطر چهارسو ) ولوئیم. انقدر تو اتاقم موندم و جُم نخوردم دارم شبیه مرغ هلندی میشم! فکر کنم 2 کیلوئی چاق شدم. فک کن اندازه ی تولد پارسالم شم! نــــــــــــــــــــــــــــه...! اونوقت از جلسه کنکور که در اومدم باید قل بخورم برگردم خونه! خلاصه اینکه شدیداً درگیر این کنکوره شدیم... آقا ما به کوری چشم حسودان و بخیلان هم که شده میخونیم تا زیر 200 شیم تا محض رضای خدا یه جایی قبول شیم. من به کاردانی دانشگاه تهرانم راضی ام. تاحالا آزمون آزمایشی شرکت نکردم. احتملاً هشت اسفند برم آزمون چهارسو را شرکت کنم. اقلاً می بینم تو تست زدن چطوری ام.
بسیار سگ می باشیم و اعصاب مان خراب است و کلی داریم از دست این و اون می کشیم. یه سری معضلات هم بوجود آمده که نمیذاره تند تند، آب حوض اینجا را عوض کنیم. بنابراین خیالتان راحت که اینجا قراره کج دار مریز و با فاصله های زیاد جفنگ پراکنی کنه و دیر به دیر آپ شه... خوشحال شدین که دیگه کسی اینجا نق نق نمی کنه و وراجی نمی کنه؟ آره........؟!! ای نامردا. خجالت هم نمی کشید... بعداً که دلتون برام تنگ شد می گم بهتون!![]()
![]()
فعلاْ...


![[ گلابتون ]](http://www.blogfa.com/photo/h/hozz.jpg)