امسال عید نداریم... نمی دونم مامان با چه انگیزه ای این عدس ها رو سبز کرد. اینا را که نگاه می کنم خنده ام می گیره که چطور با هم مسابقه گذاشتن و کوتاه بلند سبز شدن. ساقه های نازکشون هروز با نور کج و راست میشن. خوش به حالشون که حداقل زنده ترین و شاد ترین عضو خانواده مان.
***
دلم برای این ماهی سیاه هایی که تو لگن سفید میذارن و می فروشن می سوزه. دقت کردین اکثراً میرن سراغ ماهی های قرمز و ترگل ورگل. کمتری ها از این ماهی های سیاه یا ابلق می خرند. آخه یارووووو! اونم ماهیه دیگه! چرا انقدر نژاد پرستی. خجالت نمی کشی؟! حتماً باید قرمز باشه و وسط تنگ برات دلبری کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من یادمه از خیلی وقت پیشا، امین ماهی قرمز می خرید و من ماهی سیاه. همیشه ام ماهی اون زودتر می میرد.
هان؟؟؟؟؟ نه! به خدا من کاریش نمی کردم...
***
چی میشه ما یه سال تبعید نشیم نطنز؟ به خدا یه خطم به اون مسجد جامع ش نمیفته اگه ما نریم اونجا... آخه همه جاشو حفظم. اصلاً من می مونم خونه، درم برای هیچ کس باز نمی کنم. شمام برین خوش بگذرونید. باور کنید تو اون قبرستون به من اصلاً خوش نمی گذره.
***
امسال که می گن عید و نوروز و از این کوفت و زهرمارها من فقط] ...*[ ام میاد. ولمون کنین سر جدتون. این مردم هم دلشون خوشه به خدا! انگار ترقه فرو کردن تو ماتحتشون از بس این ور و اونور می پرن. همه حرص خرید کردن دارن. تو چهره هاشون که نگاه کنی هیچ کدوم اونقدر که باید خوشحال نیستن ها...! فقط چون عیده و «باید» خرید کنند، ولوی خیابون هان. سالهای قبلم که از اومدن عید خوشحال می شدم از این جنگولک بازی ها و خرید و مد و مغازه حوصله ام سر میرفت. من فقط از اومدن بهار خوشحال می شدم، از بارون، از شکوفه، از جوانه، از سفره ی هفت سین. اما امسال نمی تونم بخندم. اصلاً هم بابت این چیزا دلم نمی لرزه. یک عدد آدم گوه شدم که با یه من عسل هم نمیشه فرو دادش!! { البته گوه را در هیچ حالتی نمی تونید تناول کنید. دور از دست اطفال نگهداری شود!!} اصلاً شما بهار رو حس می کنید؟ من که همه اش احساس می کنم داره پائیز میشه. شهر خاکستریه. دود داره. آسمونم گوه گیجه گرفته نمی دونه گرم باشه یا سرد. فقط گاهی یه تفی میندازه تو سرمون که بگه: هی... این بارونه وا... به جون خودم... نزدیک بهاریم آخه.
پ.ن: فکر نکنین اینارو گفتم که شما هم بگین آره، عید اَخه و خوشحال نباشیم و این صوبتا. نه والا... فقط گفتم که بدونید نه من و نه خونه مون بهاری نشدیم... بگم که اصلاً احساس تغییر سال ندارم. انگار که امسال با بقیه سالها فرق داره. گفتم که شاید بعضی ها هم حس منو داشته باشن. ااااااااااااااه. اصلاً دلم خواست بنویسم. برو برس به زندگیت جون دادش. زت زیاد...

![[ گلابتون ]](http://www.blogfa.com/photo/h/hozz.jpg)