تبليغاتX
گلابتون و حوضش

Chris de burgh

 جمعه 31 شهریور1385

 

The Same Sun

 

I cannot sleep tonight, I have you on my mind

Even the wind is calling your name

Though you are far away, I feel that you are near

Whispering words from over the sea

And if you wake in your night, remember that I will be here

من امشب نمی تونم بخوابم، تو در خاطر منی

حتی باد هم اسم تو را صدا می زند

اگرچه تو از من دوری ولی من احساس می کنم که تو نزدیکم هستی

این کلمات را از این سوی دریا زمزمه می کنم

پس اگر در شب هایت از خواب پریدی، به یاد بیاور که من اینجا هستم

And like the same sun that’s rising on the valley with the dawn

I will walk with your shadow and keep you warm

And like the same moon that’s shining through my window here tonight

I will watch in your darkness, and bring you safely to the morning light

و شبیه خورشیدی که همراه با گرگ و میش هوا از دره بالا می رود و طلوع می کند

من با خیال تو راه می روم و تو را گرم نگه می دارم

و شبیه این ماه که اینجا در میان پنجره ی من می درخشد

من به تاریکی تو ( جای خالی تو ) نگاه می کنم و تو را تا درخشش صبح امن نگاه می دارم

Where there is love like this, forever, for all time

I will be there Where ever you are

And where there are hearts that live together in one soul

Nothing on earth will keep us apart

And if you’re crying inside, remember that I will be here

کجا عشقی شبیه به این وجود دارد، تا ابد، برای تمام لحظات

من همان جایی خواهم بود که تو هستی

و کجا قلب ها می توانند در یک روح کنار هم زندگی کنند( همون یک روح در دو بدن )

هیچ چیز در این دنیا نمی تواند ما را از هم جدا کند

و اگر درون وجودت فریاد کشیدی، به یاد بیار که من اینجا هستم

And like the same sun that's rising on the valley with the dawn

I will walk with your shadow and keep you warm

And like the same moon that's shining through my window here tonight

I will watch in your darkness, and bring you safely to the morning light

I love you, I love you, I love you

و شبیه نور خورشیدی که همراه با گرگ و میش هوا از دره بالا می رود و طلوع می کند

من با خیال تو راه می روم و تو را گرم نگه می دارم

و شبیه این ماه که اینجا در میان پنجره ی من می درخشد

من به تاریکی تو ( جای خالی تو ) نگاه می کنم و تو را تا درخشش صبح امن نگاه می دارم

دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم

And if you're crying inside, remember that I will be here

And like the same sun that's rising on the valley with the dawn

I will walk with your shadow and keep you warm

And like the same moon that's shining through my window here tonight

I will watch in your darkness, and bring you safely to the morning light

Same sun, same moon

Same soul, same heart

Same world, same stars- you will be forever in my world

Same sun same moon

Same soul, same heart- oh I love you, I love you, and I love you

Same world, same stars- you will be in my heart

و اگر درون وجودت گریان بودی، به یاد بیار که من اینجا هستم

شبیه نور خورشیدی که همراه با گرگ و میش هوا از دره بالا می رود و طلوع می کند

من با خیال تو راه می روم و تو را گرم نگه می دارم

و شبیه این ماه که اینجا در میان پنجره ی من می درخشد

من به تاریکی تو ( جای خالی تو ) نگاه می کنم و تو را تا درخشش صبح امن نگاه می دارم

همان خورشید، همان ماه

همان روح، همان قلب

همین دنیا، همان ستارگان ـ تو تا ابد در دنیای من باقی می مانی

همان خورشید، همان ماه

همان روح، همان قلب، دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم

همین دنیا، همان ستارگان، تو تا ابد در قلب منی

تعصب

 دوشنبه 27 شهریور1385

از تعصب متنفرم چون تعصب خشونت میاره. نمی فهمم چرا وقتی بیوفته به جونت دیگه هیچ بنی بشری را آدم حساب نمی کنی. من ریش تمیز می ذارم و شلوار پارچه ای می پوشم، پس تو سوسولی. من به بینی ام نگین می زنم و موهام را رنگ های عجیب می کنم، پس تو اُملی. تو میری تو چمن های پارک می شینی و قلیون می کشی و فوتبال بازی می کنی، پس بی فرهنگی. من تو کافی شاپ قرار میگزارم، سیگارم را با ادا می کشم و همه اش از فیلم و فلسفه و روانشناسی ملغمه می بافم پس خیلی روشنفکرم! تو توی تظاهرات حمایت از حقوق زنان شرکت می کنی پس یه آشغال هرزه ای که دنبال سر و کون لخت بودن هستی!! تو جزو بسیجی، پس از اون ریشوهای حروم زاده ای...! اون دائم پشت این و اون حرف می زنه و همه رو به جون هم می اندازه ولی چون چادر سر میکنه دور از جون خداست! اون چون آرایش می کنه و ناخن هاش را لاک می زنه آدم کثیفیه و تا حالا تو عمرش رنگ دین و مسلک را ندیده. تو عرب هستی پس نفهم و بربر ای. تو غربی هستی و جنایتکار و حریص...

همه ی این حرفا را می زنیم و می شنویم. چرا وفاداری نه؟ به عشق. به کشور. به مسلک و دین. من از تعصب متنفرم. من از خودم هم تنفر دارم. آخه منم نسبت به حرفهام تعصب دارم و اگه مخالفت کنی چپ و راستت می کنم.

 آدمیزاده دیگه...

 

من

 شنبه 25 شهریور1385

عزیز

من همیشه خیلی ها برام مهم بودن، از خیلی ها خوشم اومده و خیلی ها رو دوست داشتم ،ولی عاشق نبودم. من عشقم را توی مشتم پنهان کردم. من خیلی وقته احساساتم را به دست گرفتم. دیگه دوست ندارم دستهام را باز کنم و با ارزش ترین چیز زندگی ام را به هرکسی نشان بدم.

منتظر نباش. من هیچوقت نمی تونم شروع کننده ی این بازی باشم. من ترجیح می دم از هر کس که برام مهمه بگذرم ولی غرورم را همیشه داشته باشم. آره حق داری. من از شکست می ترسم. دوست ندارم بازی ای رو شروع کنم که بازنده اش من باشم. تو بگو من مغرورم و ترسو... مهم نیست. وقتی بری فقط من می مانم با تکه های خرد شده ی شخصیتم. برای همینه که همیشه صبر می کنم و فقط اینجاست که من انقدر صبورم. من از بازی با احساسم می ترسم، پس حق بده که می خوام مطمئن باشم .اما یقین دارم که اگر بتونم اعتماد کنم و مشتهام را باز کنم، چیزی که می بینی بیشتر، بزرگتر و باارزش تر از اون چیزیه که تصور می کردی.

پس توقع نداشته باش که بازی را من شروع کنم، من هنوز مطمئن نیستم...

 

 یکشنبه 19 شهریور1385

 

Desert Rose

Words by Sting

 

I dream of rain

I dream of gardens in the desert sand

I wake in vain

I dream of love as time runs through my hand

من خواب باران را می بینم

من رویای باغهایی میان ماسه ی صحرا را می بینم

و با بیهودگی از خواب بلند می شوم

من رویای عشقی را می بینم که زمانی از میان دستانم گریخت

                                                                                                     I dream of fire

Those dreams that tie two hearts that will never die

And near the flames

The shadows play in the shape of the man’s desire

من خواب آتشی را می بینم

اینها رویاهایی است که دو قلب نامیرا را به هم گره می زند

و نزدیک شعله های آتش

سایه ها شور درونی انسانها را ترسیم می کنند

 

This desert rose

Whose shadow bears the secret promise

This desert flower

No sweet perfume that would torture you more than this

رز صحرائی

روح چه کسی تاب این قول پنهان را دارد

این گل صحرائی

نه آنچنان خوش عطر که تو را بیش از این شکنجه دهد

And now she turns

This way she moves in the logic of all my dreams

This fire burns

I realize that nothing’s as it seems

و حالا او مسیرش را عوض کرده     

و اینگونه به منطق خواب های من وارد شده

این آتش زبانه می کشد

و من پی می برم که هیچ چیز آن طور که به نظر می رسد نیست

I dream of rain

I dream of gardens in the desert sand

I wake in vain

I dream of love as time runs through my hand

من خواب باران را می بینم

من رویای باغهایی میان ماسه ی صحرا را می بینم

و با بیهودگی از خواب بلند می شوم

من رویای عشقی را می بینم که زمانی از میان دستانم گریخت

I dream of rain

I lift my gaze to empty skies above

I close my eyes

The rare perfume is the sweet intoxication of love

من خواب باران را می بینم

نگاهم خیره ام را از آسمان خالی بالای سرم می گیرم

و چشمانم را می بندم

واین رایحه ی ناب و نادر، من را در مستی شیرین عشق فرو می برد

I dream of rain

I dream of gardens in the desert sand

I wake in vain

I dream of love as time runs through my hand

من خواب باران را می بینم

من رویای باغهایی میان ماسه ی صحرا را می بینم

و با بیهودگی از خواب بلند می شوم

من رویای عشقی را می بینم که زمانی از میان دستانم گریخت

 

Sweet desert rose

Whose shadow bears the secret promise

This desert flower

No sweet perfume that would torture you more than this

رز صحرائی شیرین

روح چه کسی تاب این قول پنهان را دارد

این گل صحرائی

نه آنچنان خوش عطر که تو را بیش از این شکنجه دهد

                                                                                                 Sweet desert rose

This memory of hidden hearts and souls

This desert flower

This rare perfurme is the sweet intoxication of love

رز صحرائی شیرین

این یادگاری از قلب ها و روح های پنهان است

گل صحرائی

این رایحه ی ناب مرا در مستی شیرین عشق فرو می برد

 

پ.ن: این آهنگیه که هم میشه باهاش رقصید و هم گریه کرد. زیاد خوب ترجمه اش نکردم ولی تا اونجا که ممکن بود سعی کردم به نثر روان برگردانمش. Enjoy!

 

 جمعه 17 شهریور1385
 

از این به بعد به قدری طرف را تحویل می گیرم که فکر نکنه واسه خودش خریه!!!!